دنیزدنیز، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 8 روز سن داره
پیوند عشق ماپیوند عشق ما، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 3 روز سن داره

دنیز ماه نی نی مامان و بابا

.......جزیره ی اسلامی

        این هم عکس دنی کوچولو و محیا جونه که با هم تو جزیره ی اسلامی گرفتن.       محیا خانم نوه ی دایی بابایی هستش.   چون محیا ازت 4 سال بزرگتر بود ازت خیلی خوب مراقبت میکرد, دستت رو گرفته بود و با خودش همه جا میبرد.اون روز خیلی بهت خوش گذشت.طوری که از اون روز هی به بابایی میگی :   بابا منو ببر از اون دردرا.....   کلا دوست دار طبیعت هستی.   یادم رفت بگم بابایی بهت کمک کرد تا از یه تپه بالا بری.نمی دونی چه ذوقی میکردی....               ...
3 ارديبهشت 1393

........دوستت دارم مادر

          مادرم، تو بزرگ ترین موهبت زندگی ام هستی...       اولین باری که مرا در آغوش گرفتی و صدایت را شنیدم،به یاد نمی آورم اما ازهمان لحظه احساس کردم که در درون امن ترین و دوست داشتنی ترین آغوش دنیا پناه گرفته ام...     تو ترجیح دادی که زندگی پرمشغله ات را متحول کنی تا زندگی من آغاز شود...       تو پناهگاه من در دل باران هستی.... تو تکیه گاه من هستی...     وقتی می ترسیدم، دستم را می گرفتی و برای اولین بار که قلبم شکست، تو التیام بخش آن بودی...   تو زخم های مرا مرهم گذاشتی، اشکهایم را پاک کردی و ...
30 فروردين 1393

......به سلامتی مادر

            به سلامتي مادر واسه اينكه ديوارش از همه كوتاهتره!      به سلامتي مادر بخاطر اينكه هيچوقت نگفت من هميشه گفت بچه هام...    به سلامتي مادر بخاطر اينكه هميشه از غمهامون شنيد اما هيچوقت از غمهاش نگفت .   به سلامتي مادر بخاطر اينكه از سلامتيش براي سلامتي بچه هاش هميشه گذشته .   به سلامتي مادر بخاطر زندگي كه همراه با شادي و اميد و مهربوني بهمون ميده .   به سلامتي مادرچون هيچوقت خستگيشو به رخمون نميكشه و ازش گلايه اي نميكنه.    به سلامتي مادر چ...
30 فروردين 1393

......مادر یعنی

        مادر يعني به تعداد همه روزهاي گذشته تو، صبوري!   مادر يعني به تعداد همه روزهاي آينده تو ،دلواپسي!   مادر يعني به تعداد آرامش همه خوابهاي کودکانه تو، بيداري !   مادر يعني بهانه بوسيدن خستگي دستهايي که عمري به پاي باليدن تو چروک شد!   مادر يعني بهانه در آغوش کشيدن زني که نوازشگر همه سالهاي دلتنگي تو بود!   مادر يعني باز هم بهانه مادر گرفتن....       ...
30 فروردين 1393

......دلیل بودنم

        دولب دارم برای بوسیدنت                                                                                                      دو دست دارم برای دراغوش کشیدنت                                                     &n...
26 فروردين 1393

.......دوستت دارم

            چشمانت را برای زندگی می خواهم اسمت را برای دلخوشی می خوانم دلت را برای عاشقی می خواهم صدایت را برای شادابی می شنوم دستت را برای نوازش می خواهم پایت را برای همراهی می خواهم عطرت را برای مستی می بویم خیالت را برای پرواز می خواهم خودت را نیز برای پرستش میخواهم حالا با تمام وجودم میگویم دوستت دارم….       ...
26 فروردين 1393

.....یه دوست جدید

        این نی نی گل رو که می بینید یه دوست جدیدمه که توی پارک باهاش دوست شدم .نمیدونین چقدر با هم دیگه بازی کردیم .این توپ هم ماله همون نی نی هستش .یادم رفت دوستم و معرفی کنم...   اسم دوستم پرهام جونه.....             آخرسر هم بابایی واسم فرفره خرید.نمی دونین چقدر باهاش حال کردم چون حسابی باد می وزید و فرفره ام رو می چرخوند....     ...
26 فروردين 1393

........چه میشه کرد؟

      حس استقلال طلبی این بار دنیز رو به پوشیدن جوراب های بابایی تشویق کرد...........     فکر کنم پوشیدن این جوراب ها حدودنیم ساعت به طول انجامید............       ...
26 فروردين 1393

........وا

        به حق چیز های ندیده و نشنیده  .....   چه فلفل های بزرگی  ؟؟......   توی دو سال عمرم فلفلی به این عظمت ندیده بودم !!!......       ...
26 فروردين 1393