....... آغاز استقلال
این پیش بند تنها مشوق تو برای غذا خوردنه........... مامانی این پیش بند و تو سیسمونی واست خریده بود ولی چون حالت لباسی داشت هیچ وقت اجازه نمی دادی اونو تنت کنیم.تا اینکه دو سه روز پیش خودت داوطلبانه اونو از کشوت آوردی و پوشیدی و بعدش شروع کردی به غذا خوردن ....... ... هرجا می ری اونو هم با خودت می بری.دیروز رفته بودیم خونه ی مامانی .سر ناهار پیش بندتو تنت کردی و اومدی سر سفره.گیر دادی که باید غذامو خودم بخورم اونم چی رو ؟ آش رو....... وقتی ما مخالفت کردیم اولش قهر وداد وبیداد راه انداختی ........ شروع کردی آش رو با ب...
نویسنده :
مامان رویا
17:37










