......بارون

دیشب داشت بدجوری بارون می یومد......
تو هم اولین بارت بود که بارون به اون شدتی میدیدی, اولش گفتی :
مامان من گوخویااااااااااااام (یعنی مامان من میترسم )
وقتی بلندت کردم از پنجره بیرون و نگاه کنی ذوق زده گفتی :
گویدن شو دوکولووووووووور ( یعنی از آسمون داره آب میریزه )
بعدش پرسیدی :
او یمندییییییییییی؟ (اون چیه ؟)
گفتم : رعد و برقه
گفتی : رگ و برد
بعد یهویی صدای رعد وبرق بلند شد و تو هم داد زدی :
یا ابی فض گوخدووووووووووم (یا ابالفضل ترسیدم....)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



......بارون
